جوان امروز
متن زير در تاريخ16/4/1387، ساعت: 8:6 عصر نوشته شده است.
¤ + نگاهم کنفقط گفتم نگاهم کن
دستي بر پيشاني اش کشيد و
دستمالي بر گونه هاي من.
حالا که دهان باز ميکنم
ستاره اي سوسو ميکشد کنار دستانم
و انعکاس نگاهش مي نشيند
بر گلدان و پنجره اي که رو به روست
و من قطره قطره آب ميشوم
فرو خفته در خاکي سرد.
¤ نويسنده: عليرضا فدايي
متن زير در تاريخ16/4/1387، ساعت: 8:5 عصر نوشته شده است.
¤ + آينهپرده را کنار ميزني
آينه اي مي بيني
و دستاني مات که ماه را
بر گونه هاي تو
و تو که باور کرده اي
لبانت را مي کاري
کنار آينه
حالا گلداني مي ماند و
لبي با هزار غنچه ي گل سرخ
¤ نويسنده: عليرضا فدايي
متن زير در تاريخ15/4/1387، ساعت: 8:54 عصر نوشته شده است.
¤ + اشکهايمتو را مي خواستم اشکهايم باشي
نه دستمالي
تا اشکهايم را پاک کني!!
واژه اي در دست
که هيچ ماهي را
تحمل ماندنش نيست
آهويي هراسان
رها شده
چون بيدي در باد.
پس بگذار
ببويم و بگذرم
چرا که هميشه من
اين گونه صدايت کرده ام
¤ نويسنده: عليرضا فدايي
خانه
شناسنامه
پارسي بلاگ
پست الکترونيک
RSS
کل بازديدها: 8710
بازديد امروز : 8
بازديد ديروز : 22
درباره خودم
| |
لينک به وبلاگ
|
ْآرشيو
مهر 85 [57]
آبان 85 [52]
آذر 85 [29]
دی 85 [31]
بهمن 85 [27]
ارديبهشت 86 [13]
تير 86 [7]
مرداد86 [6]
شهریور 86 [14]
آبان 86 [9]
آذر 86 [11]
بهمن 86 [3]
ارديبهشت 87 [3]
خرداد 87 [4]
تير 87 [3]
لينک دوستان
لوگوي دوستان
وضيعت من در ياهو
اشتراک در خبرنامه
نام: | |
ايميل: | |