جوان امروز
متن زير در تاريخ27/11/1385، ساعت: 6:49 عصر نوشته شده است.
¤ + دين چه وظيفهاي دارد؟لذا دينشناسان در کاوش همهجانبه خود براي شناخت دين در جامعيت آن هم به شيوههاي جامعهشناسي وهم به دستاوردهاي مجموعه بزرگ علمي (اعم از جامعهشناسي عمومي، جامعهشناسي سياسي، جامعهشناسي اقتصادي، جامعهشناسي شناخت، جامعهشناسي هنر، جامعهشناسي زبان و...) نياز دارند.
از اينرو يکي از رويکردهاي دينشناسي رويکرد جامعهشناسانه است. مقاله حاضر ما را با نظريههاي چند تن از بزرگان جامعهشناسي در مورد دين و جايگاه آن در زندگي آشنا ميسازد.
دورکيم
وظيفه جامعهشناسي دين مطالعه کنش متقابل دين و جامعه است.
اميل دورکيم (1917- 1858) - جامعهشناس فرانسوي- دين را مظهر قدرت جامعه ميدانست.
فرانسه بعد از انقلاب به واسطه کشمکش بين سلطنتطلبان و ضد سلطنتطلبان، کاتوليکها و مخالفان غيرمذهبي آنها و تعارض بين سرمايه و کار، رنج فراواني را تحمل ميکرد. بازتاب اين بحران که بر جامعه فرانسه سايه افکنده بود در موجي از آشوب، خشونت و نارضايتي ديده ميشد.
در چنين اوضاع و احوالي، محافظهکاران آرزوي بازگشت به دين، اقتدار و سلسله مراتب را در سر ميپروراندند، يعني جامعهاي که ثبات گذشته را داشته باشد؛ ليبرالها به آزادي و حقوق فردي و استفاده از روشهاي صلحآميز براي رسيدن به جمهوري دموکراتيک، غيرمذهبي و آزاد، اعتقاد داشتند؛ افراطيون و تندروها نيز فکر ميکردند که براي رسيدن به عدالت اجتماعي يک دگرگوني انقلابي ضروري است.
در اين شرايط سياسي و اجتماعي اميل دورکيم به دنبال آن بود که جامعه شناسي علمي و جديدي را پايهگذاري کند تا بتواند به فرانسه براي غلبه بر بحران اخلاقي که دست به گريبان آن بود کمک کند.
سهم نخستين دورکيم در جامعهشناسي دين تحليل او بود از نقشي که دين در پديد آوردن وجدان جمعي، وجدان اخلاقي جمعي و آگاهي اجتماعي دارد. او اين فرض عمومي زمان خود را قبول داشت که هرچند نقش دين در زندگي امروزين مرتبا کم ميشود، ولي هيچگاه به محو نميشود. آخرين کار اساسي واصلي دورکيم، کتاب صور بنياني حيات ديني است که يکي از اساسيترين کارهاي انجام شده در قرن بيستم است.
او در اين اثر با بسط دادن تحليلي که از احساسات ارائه ميدهد و با نشان دادن اهميت نهادها و سمبلها، به شرح خود از تعامل به عنوان منشأ همبستگي و يکپارچگي، عمق و غناي بيشتري بخشيد. دورکيم اينگونه ميپنداشت که ماهيت اصلي دين را ميتوان در سادهترين صورت دين که در سادهترين جوامع يافت ميشود، مشاهده کرد.
به گفته دورکيم دين را نميتوان برحسب ماوراي طبيعي بودن آن، يعني نظري که بر مبناي آن دين آخرين تحول در فکر انساني است و يا برحسب مفاهيمي که از خدايان و ارواح وجود دارد، تعريف کرد. چرا که چنين عقايدي در برخي از اديان بزرگ مانند بودايي و جيني يا اساسا وجود ندارد و يا باوري ثانويه است. دورکيم دين را برحسب آنچه وي اساسيترين عامل فرقگذاري که انسان ميشناسد، يعني مقدس و نامقدس، تعريف ميکند.
دورکيم، دين را به عنوان منشأ اصلي اصول اخلاقي و همبستگي اجتماعي شناسايي کرد. از اينرو جامعهشناسي دين بايد نيروهاي اجتماعي را که بر شخص معتقد چيره است و شرايطي را که احساسات ديني را بر ميانگيزاند مطالعه کند. به اعتقاد دورکيم، تکامل دين مترادف و متوازي با تکامل اخلاق است.
از لحظهاي که اخلاق در همه جاي تاريخ، چنين نشانهاي از ديانت تلقي شده است، ناممکن است که بتواند يکسره از اين خصلت عاري شود، زيرا در اين صورت به حيات خويش پايان خواهد داد. او در کتاب صور آغازين حيات ديني ادعاهاي چندي را مطرح کرد که عبارتند از:
1- اعتقادات، اعمال شعائري و وجودهاي مقدس مخلوق فکر جمعياند و در دورههاي جوشش جمعي ايجاد ميشوند.
2- دين راهي مخصوص است براي نمايش واقعيات اجتماعي، که داراي دو صورت شناختي و بياني است. در صورت شناختي، دين راهي است براي درک واقعيت و در صورت بياني، دين راهي است براي نمادي کردن و نمايشي کردن روابط اجتماعي.
3- دين به طور مداوم جمع را ميسازد و بازسازي ميکند و اين کار را با محکم کردن پيوندهايي که فرد را به جامعه متصل ميکند انجام ميدهد. دين شرايط ضروري حيات اجتماعي و به سبب آن حيات فردي را ابقا ميکند.
به اين ترتيب دورکيم توانست کارکردهاي دين را به طور جامع، عمومي و ضروري بيان کند.
ماکس وبر
ماکس وبر (1920-1864) - جامعهشناس مشهور آلماني- معتقد است که دين جهت دهنده به جامعه بوده و با تأکيد بر عينيت در تحقيقات علمي و تحليلش از اعمال انساني با استعانت از انگيزهها، بر اين زمينه از مباحث جامعهشناسي اثر عميق نهاد.
او از تفسير مارکسي رابطه اقتصاد و دين خشنود نبود، رابطه بين اجتماعاتي که محل رشد سريع سرمايهداري بودند، با دين مردمشان را به دقت آزمود. برجستهترين پرسش تحقيق 3 جلدي وبر درباره اديان جهان – چرا سرمايه داري وجود دارد؟ -هسته اصلي و کانون توجه، شاهکار وي يعني بررسي مقايسهاي بين دين و اقتصاد بود.
او تزي را مطرح کرد که پويايي شيوه توليد سرمايهداري را با ويژگي کار و خويشتنداري برگرفته از دين مرتبط ساخته و آنان را در يک حالت تبادلي با يکديگر قرار ميداد. او خويشتنداري را نوعي رياضت خواند و مدعي شد که اين ويژگي به طور خاص، خصيصه اعضاي فرقه پروتستان است. با توجه به اين رابطه فرضي بين يک سيستم اقتصادي خاص و دين خاص، وبر ادعا کرد که قرابتي گزينشي را کشف کرده که به ما کمک ميکند تا يکي از دلايل پيدايش و موفقيت سرمايهداري مدرن را بشناسيم.
او معتقد بود يکي از عوامل تسهيلکننده و پشتيبان اقتصادهاي پويا و بازارگرا، در جنبش کاتوليک پيرايي نهفته است. در اين نظامهاي اعتقادي، کار، پسانداز، سرمايهگذاري و موفقيت در کارفرمايي، تصديق و تاييد شده و به طور خلاصه آنکه ايجاد ثروت يک تکليف محسوب ميشود. مطالعات مقايسهاي وبر درباره اديان جهان – در چين، هند، يهوديت باستان، و مطالعات ناتمام او درباره اسلام - به اين منظور انجام شد تا نشان دهد که چرا و چگونه شرايط لازم براي بروز و ظهور طبيعي سرمايهداري مدرن در محيطهايي متفاوت از محيط غرب وجود نداشته است.
بناي جامعهشناسي دين وبر بر مفهوم الهيات است. وبر تشخيص داد که دينها رامي توان به دينهاي چند خداپرستي و يکتاپرستي تقسيم کرد. به زعم او از بين همه اديان فقط 2 دين به معناي کامل و دقيق کلمه يکتاپرستند: دين اسلام و دين يهود.
جامعهشناسي دين وبر ميخواهد اثبات کند که در اديان، منطق ما بعدالطبيعي يا دين آدميان که از فعاليت ذهني ايشان ناشي ميشود، قياسي است نيمهعقلاني و نيمه روانشناختي. آثار وبر القاکننده اين معنا هستند که بشر دائما در کار طرح پرسش بنيادي از معناي هستي است، پرسشي که داراي پاسخ منطقي و قاطع نيست، اما پاسخهاي گوناگون داده شده به آن همه يکسان معتبرند.
به نظر وبر 3 شرط اساسي براي جهتگيري ديني جامعه بايد موجود باشد تا تحول اقتصاد را به سوي سرمايهداري تسهيل کند. اولا: نجات نهايي انسان به نحوه عمل او در اين زندگي بستگي نداشته باشد، بلکه فقط به خواست خدا و تفضل او وابسته شود. ثانيا: مذهب جبري نبايد به اين منجر شود که شخص، بيکارگي و بيتفاوتي پيشه کند. تعليم دين بايد کار و کوشش سخت و خستگيناپذير باشد، در کار و کوشش با انضباط کامل عمل کند و اين را تکليف ديني خود بداند. ثالثا: با توجه به رويگرداني کاتوليسيسم از دنيا، نعمات دنيا بايد هدف زندگي قرار بگيرد و تاکيد دين بايد بياعتباري دنيا و بياهميتي لذات آن نباشد.
وبر در جامعهشناسي ديني خود 3 نوع کنش ديني را از هم باز شناخته است: کنش ديني
جادوگر، دينيار و دينآور. جادوگر ميخواهد با سحر و افسون ارواح شرير را تحت قدرت خود در آورد، درحالي که يک دين يار در خدمت ديني به خصوص است و الهيات موردنظر خود را تکريم ميکند.
دينآور، شخصي است داراي کاريزما که رسالتي دارد و رسالتش به وي حکم ميکند که دين يا آيين يا حکم خداوند را اعلام کند. به اين ترتيب تفاوتي وجود ندارد در اين که او مجدد آييني منسوخ شده باشد، يا واضع آييني نو. او باور داشت که روي سخن پيامبران، همه اديان است نه فقط اعضاي يک گروه ملي يا قومي خاص وبر عميقا معتقد بود در اسلام عقلانيت لازم براي رسيدن به يک اقتصاد امروزين وجود دارد.
يواخيم واخ
يواخيم واخ (1955- 1898) - جامعهشناس آلماني- درک همدلانه دين در بطن جامعه را مطرح و به اين ترتيب او کرسي دانش دين را در دانشگاه شيکاگو تاسيس کرد. وي وظيفه جامعهشناسي دين را تحقيق در تاثيرات متقابل دين و جامعه ميدانست که شامل تاثير دين بر صور و خصوصيات سازمان اجتماعي و تاثير جامعه بر روابط اجتماعي درون يک دين است.
در انديشهاي که واخ از دانش دين داشت، دين شامل جنبه نظري (فکري)، عملي (رفتاري) و نهادي (اجتماعي) ميشد؛ واخ ميکوشيد که بگويد چگونه ارزشهاي ديني نهادهايي را که بيانگر آنها هستند شکل ميدهند.
او در کتاب دانش دين به تشريح طرز عمل براي مطالعه اديان که مستقل از الهيات و فلسفه باشد پرداخت و کوشيد ثابت کند که ميتوان کل تجربه ديني بشر را به طريق توصيفي بيان کرد. تعلق خاطر اصلي واخ، بعد جهاني دين بود، زيرا در جستجوي فهم اعمال و اعتقادات همه فرهنگها و اديان بود.
او برآن بود که اين طرح عملي و قابل اجراست، زيرا به طبيعت و ذهن مشترک انساني قائل بود، امري که شامل دين همگاني ذاتي ميشود. وي بر طرز عمل شديدا عالمانه تاکيد ميکرد و در همان حال بر رويکردي که شيوه تاويل را در مطالعات ديني بسط دهد پا فشاري داشت و معتقد بود که محقق بايد از پيش در معرض امور ديني قرارگرفته و آن را حس و لمس کرده باشد. او مانند اسلاف خويش، تاکيد داشت که دانشمند بايد در بعد ديني، خودش رشد يافته باشد.
واخ در کتاب جامعهشناسي دين، شکلهاي بيان ديني را اين گونه معرفي ميکند:
اولا: بيان نظري که اصول اعتقادي آن است. ثانيا: بيان عملي که با شعائر و آداب هر دين تحقق ميپذيرد. ثالثا: بيان اجتماعي که در پيوند مومنان با يکديگر و دين جمعي و گروهي جلوهگر ميشود.
واخ، به چند نوع انسان ديني قائل است که مهمترين آنها انسان ديني اصيل يا بنيانگزار است. انسان ديني بنيانگزار در جامعهاش بيهمتاست، واسطهاي است براي انکشاف مثبت امر مقدس. انسانهاي ديني ديگر عبارتنداز: پيروان، شهدا، مصلحان، دين ياران، علماي الهيات و...
او صفت مشخصه انسان ديني را نه در کيفيت يا کنش دروني شخصيت، بلکه در اثر تاريخي و جامعه شناختي شخصيت او، يا در کاريزماي رسمي او ميدانست.
واخ هنگام بررسي رابطه دين و جامعه ميکوشد که نوعي ارتباط بين آنچه خود گروه طبيعي و گروه ديني ميخواند برقرارکند و در اين راه 6 گونه شعائر را مورد بررسي قرار ميدهد:
شعائر خانوادگي، خويشاوندي، محلي، نژادي، ملي و سرانجام پيوستگي شعائري بر مبناي سن و جنسيت. واخ اين گروهبندي را اصلي تازه در گروهبنديهاي اجتماعي ميداند.
منابع:
1- دکتر مسعود جلالي مقدم. آراي جامعهشناسان بزرگ درباره دين. نشر مرکز. 1379.
2- راب استونز. متفکران بزرگ جامعهشناسي. مهرداد ميردامادي. نشر مرکز. 1379.
3- اميل دورکيم. فلسفه و جامعهشناسي. فرحناز خمسهاي. مرکز ايراني مطالعه فرهنگها. 1360.
4- ماکس وبر. اخلاق پروتستاني و روح سرمايهداري. عبدالکريم رشيديان و پريسا منوچهري کاشاني.
انتشارات علمي و فرهنگي. 1373
¤ نويسنده: عليرضا فدايي
متن زير در تاريخ27/11/1385، ساعت: 6:47 عصر نوشته شده است.
¤ + راز پروازدر شاهنامه سيمرغ به دو گونه جلوه کرده است: نخست اسم نوعي پرنده عظيمالجثه است که بر فراز کوه آشيانه ساخته و نيرويي بزرگ و قدرتي عظيم دارد. دوم اسم خاص ظاهرا پرندهاي است که داراي دانش و حکمت است و در داستان وي بويي از بقا استشمام ميشود.
در نگاه سهروردي نيز جبرئيل شباهتي شگفت به سيمرغ دارد اما در بازتعريف اجتماعي موضوعي به نام سيمرغ براي بهرهگيري از مفاهيم ديروزي، براي شرايط امروزي، ابتدا فلسفه نجات، به ذهن متبادر ميشود. ملتي که مايل باشد براي نجات، بدون هيچ تحرکي، منتظر منجي بنشيند، سرنوشت آن جز حمله مغول نخواهد بود. اين تقدير تاريخ است.
آموزههاي ديني براي گريز از اين آفت که گاه گريبان عرفان را نيز گرفته است، همواره در تئوري نجات، بر تغيير دروني افراد، براي رهايي و ايجاد انسانهاي توسعه يافته تاکيد کرده است. اين تئوري در داستان افسانهاي سيمرغ، ابتدا بر حرکت فردي و سپس پيوستن به حرکت جمعي تاکيد دارد.
به عبارت ديگر، راز پرواز، عبور از مرحله 30مرغ به مرحله سيمرغ است. تمامي مراحل از انتخاب هريک از مرغان گرفته تا بيان کليه خطراتي که بر سر راه همه وحدتجويان وجود دارد ، همچنين عناصري که پس از انتخاب مرغان به ياري آنها مبادرت ميکنند، همگي بيانگر اين موضوع است که اصالت رفتار انتخاب فردي اگر به مرحله حرکت هماهنگ جمعي نرسد، اسارت مجدد را به همراه خواهد داشت.
به عبارت ديگر بهتر است بگوييم رهايي از اسارت، هرچند يکي از مهمترين شرايط سعادت است، اما عدم استمرار آن در پرتو حرکت جمعي ميتواند، تجربه حيات معنوي را از فرد گرفته، علاوه بر محروميت از تجربه حرکت جمعي، او را ميان فرد و جمع سرگردان سازد.
درحالي که هدف نخست از سيمرغ، رسيدن به رمز و راز قدرت پرواز در آفرينش و اجتماعي است که بودن در آن هستي تجربي آدميان را دگرگون کرده و آنها را در برابر خود وحدت يافته با آفرينش قرار ميدهد. خودي که قادر است از جهان فرا رفته، آن را سه طلاقه کرده، از آن بگذرد.
¤ نويسنده: عليرضا فدايي
متن زير در تاريخ27/11/1385، ساعت: 6:39 عصر نوشته شده است.
¤ + دژاگه از فصل آينده در وولفسبورگاشکان دژاگه بازيکن ايراني الاصل هرتابرلين با قراردادي سه ساله به تيم وولفسبورگ ميپيوندد.
اين هافبک 20 ساله در فصل جاري 12 بازي براي هرتا انجام داده و يک گل نيز به ثمر رسانده است. وي که پيشنهاد تمديد قرارداد با تيم برليني را رد کرده است به عنوان بازيکن آزاد به وولفسبورگ ميرود.
کلاس فوکس ، مدير اين تيم درباره اين انتقال اظهار داشت :" ما از مدتها قبل اشکان را زير نظر داشتيم و مطمئنيم که عملکرد مثبت او در تيم ما هم ميتواند ادامه پيدا کند."
به گزارش کيکر ، در کنار وولفسبورگ ، بوروسيا دورتموند و نورنبرگ نيز نسبت به جذب وي تمايل نشان داده بودند.
¤ نويسنده: عليرضا فدايي
متن زير در تاريخ3/11/1385، ساعت: 9:17 عصر نوشته شده است.
¤ + شأن اهلبيت را رعايت کنيماين انتقاد که در دو سه سال گذشته، بيش از هميشه مورد توجه کارشناسان، علما و مسئولان نظام قرار گرفته، به تمام جلوههاي سوگواري محرم کشيده شده و بحثها و ديدگاههاي گوناگوني را موجب شده است.
اما ويژگي اصلي و ترجيعبند تمام مباحث، اين پرسش است که چهقدر شيوههاي عزاداري مرسوم و کيفيت مراثي، نوحهها و ... مورد استفاده در دستهها و هيئتها با ذات قيام عاشورا همخواني داشته و شأن ائمه اطهار (عليهمالسلام) در آنها رعايت ميشود؟
متأسفانه آنچه اخيراً در برخي از مجالس ديده ميشود آن است که از بعد ملکوتي امامان و مناقب معنوي آنان گفته نميشود و صرفاً سخن از توصيف چشم و ابروي اهل بيت است؛
همان که مورد نقد مقام رهبري نيز قرار گرفت: «... اطلاع پيدا کردم بعضي از خوانندگان جلسات مداحي از مدحها و تمجيدهاي بيمعنا استفاده ميکنند که گاهي هم مضر است. فرض کنيد راجع به حضرتاباالفضل صبحت ميشود، بنا کنند از چشم و ابروي آن بزرگوار تعريف کردن، مثل قربون چشمت بشم، مگر چشم قشنگ در دنيا کم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشمهاي قشنگش بوده؟ ... اينها سطح معارف ديني ما را پايين ميآورد».
اين اتفاق در استفاده از شمايلهاي منتسب به ائمه اطهار نيز بهوفور استفاده ميشود. تصاويري جعلي که هيچ سندي درباره صحت و سقم آن وجود ندارد. اما آنچه فراگير شده، متأسفانه استفاده نابهجا از موسيقيهايي است که مناسبتي با اين مجالس ندارد.
«هوشنگ جاويد»، پژوهشگر موسيقي آييني که سال 1380 با مقاله «مداحي، چگونه؟» به اين موضوع پرداخت، در پاسخ به اين پرسش ميگويد: نوحهگران در گذشته نهچندان دور، تا حدود 50 سال گذشته، مؤلف بودند، زيرا موسيقي آوايي ما را با تمام جوانب آن ميشناختند، اما در دوره معاصر، شايد به علت وحشتي که از واژه موسيقي پيش آمد، نوحهخوانها بهجاي تأليف، يعني بهکارگيري برداشتهاي فني خود از کلمه، تنها به تقليد روي آوردهاند؛ به اين معنا که شعر را بر آهنگهايي که از رسانهها شنيدهاند سوار ميکنند؛ آن هم آهنگهايي که عموماً بسيار سخيف هستند.
جاويد درباره اشعاري که در دستههاي عزاداري و مداحيها استفاده ميشود، معتقد است: بار کلامي مداحي در سالهاي گذشته افت کرده است؛ شايد اين خود به اين علت باشد که نوحهسرايان ما، پايينترين سطح نوحه را براي کار خود انتخاب کردهاند که به آن مداحي ميگوييم.
اسماعيل اميني، شاعر و عضو شوراي عالي شعر در مرکز موسيقي صدا و سيما بيش از هر چيز بر رعايت شأن ائمه اطهار(ع) تأکيد دارد: مهمترين چيز به اعتقاد من اين است که در نوحهخوانيها چه در ملودي، چه در محتوا و چه در اجرا، شأنيت ماجراي عاشورا رعايت شود.
اميني موضوع را اينطور توضيح ميدهد: وقتي ما منقبتخواني و مداحي ميکنيم، لازم است تواضع لازم را در همه موارد و جنبهها رعايت کنيم. اما در حال حاضر، متأسفانه در بسياري مواقع اين شأنيت ديده نميشود. مثلاً شکل اجرا، گاهي بهجاي حالت حزن و اندوه، حالتهايي تهاجمي يا حتي طربانگيز ديده ميشود که فاجعه است.
اميني درباره ملوديهاي استفاده شده در دستههاي عزاداري با هوشنگ جاويد همعقيده است: آنچه امروز، شکل غالب ملوديها را تشکيل ميدهد، استفاده از نازلترين ملوديهاي مبتذل است. مثلاً ملوديهايي که در کشورهاي اطراف نظير ترکيه، آذربايجان يا کشورهاي عربي در ترانهها مورد استفاده قرار ميگيرند که اين موضوع واقعاً تأسفبار است.
هوشنگ جاويد علت گرايش به اين شکل از نوحهسازي را، بياطلاعي مداحان از موسيقي ميداند: پيش از اين، بسياري از اهالي موسيقي، نوحهخوان هم بودند، مثل مرحوم بنان، مرحوم تاج اصفهاني يا مرحوم بديعزاده، اما امروز صرف خوشصدايي تقليد از آهنگهاي مبتذل، براي مداحي کفايت ميکند.
اين پژوهشگر موسيقي درباره استفاده از ساز در دستهها نيز تنها استفاده از طبل و ني را صحيح دانسته و ميگويد: طبل در دستههاي عزاداري، جايگاه ويژهاي داشته است، به اين شکل که يک طبل به عنوان طبل موافق و يکي هم به عنوان مخالف استفاده ميشد. وظيفه اين طبلها، ايجاد بافت لازم در القاي حال و هواي عزاداري بود و حتي با پارچههاي سياه و قرمز از يکديگر جدا ميشدند.
جاويد با اظهار تأسف از شيوههاي امروزي استفاده از ساز در دستههاي عزاداري، ميگويد: بهکارگيري طبلهاي جور واجور امروزي مثل درام، سازهايي چون ارگ، سنج و ... واقعاً فاجعه است و من فکر ميکنم دستگاههاي فرهنگي بايد موضوع را بهطور جدي پيگيري کنند.
«اميرحسين مدرس» نيز که بهتازگي آلبومي ويژه مراثي امام حسين(ع) و عاشورا به بازار فرستاده است، در اين باره معتقد است: اين شکل استفاده از ساز که در دستههاي عزاداري تهران مرسوم شده، نهتنها تأثير مثبتي بر عزاداري امام حسين(ع) ندارد، بلکه توجه مردم را از موضوع اصلي، به نکات ديگري معطوف ميکند که انحراف از مسير واقعي عزاداري است؛ سازهايي چون ارگ و حتي در مواردي گيتار برقي و ... که واقعاً تعجبآور است.
گذشته از تمام اين موارد، اطلاعات دقيق شاعران اهل بيت و نوحهسرايان نيز، براي پيشگيري از انحراف در عزاداري ضروري به نظر ميرسد.
اميني ميگويد: حتماً لازم است کسي که براي امام حسين(ع) شعر ميگويد بايد از مقاتل مطلع باشد و تصورات و شرح حال خود را نگويد. متأسفانه بعضيها، نکاتي را از زبان ائمه و خانوادههاي اهل بيت ميگويند که تصورات خودشان است. اين موضوع با توجه به اينکه بسياري از مردم، اين نکات را بهطور کامل قبول ميکنند، ضربه جبرانناپذيري به فرهنگ عاشورا وارد ميکند.»
اين اظهار نظرها وقتي در کنار ديدگاه مراجع تقليد و علماي بزرگ کشور قرار ميگيرند، اهميت بيشتري يافته، هشدار دهندهتر به نظر ميرسند.
تقريباً همه علماي بزرگ کشور در آستانه ماه محرم، درباره انحراف و اغراقهاي ناپسند در شيوههاي عزاداري، رهنمودهايي را مطرح کردهاند که نشان از اهميت اين موضوع دارد.
حضرت آيتاللهالعظمي صافي گلپايگاني هم در پيامي که به همايش مداحان فرستاد، تأکيد کرد، «مداحان از اشعار غلوآميز و صوفيانه و بيان مطالب سست و خرافي پرهيز کنند.» آيتالله صافي گلپايگاني در پيام خود، نکاتي را بهصورت مشخص تذکر داد که در اين ميان، ميتوان به موارد زير اشاره کرد:
1- سعي شود که اشعار مدايح و مراثي که خوانده ميشود از جهت مضمون و معنويت و پيام، بلند و عالي و برگرفته از هدايتهاي قرآني و روايي باشد و اشعار ضعيف و متضمن مضامين سست و خرافي و بيمصدر نباشد.
2- از اشعار اغراقآميز و غلوگونه و شعارهاي غاليانه و اشعار بهاصطلاح عرفاني و صوفيانه که بعض عقايد باطله را القا مينمايند بايد جداً پرهيز نمود.
3- بايد مداحي شعبهاي از تبليغات ديني و مداحان محترم واسطه رساندن معارف دين و پيامهاي ائمه معصومين عليهمالسلام باشند. لذا چاکران با اخلاص آستان مقدس حسيني اولاً در تصحيح عقايد و ثانياً تهذيب اخلاق خود کوشش فراوان نمايند که با سيما و سيره و عمل هم بر تأثير مضاميني که به شعر يا به نثر القا ميکنند بيفزايد و مصداق «الموعظه اذا خرجت من قلب و قعت فيالقلب» گردد.
4- بديهي است آنچه بيشتر نهاد مداحي را مطرح کرده و سبب ظهور آن بوده و هست، مدح اهل بيت عليهمالسلام و خصوصاً ذکر مصيبات آن بزرگواران و بهويژه مصايب حضرت سيدالشهداء عليهالسلام است که حتي در مختصرترين صورت آن موجب بهشت ميشود ولي مداحان گرامي از اشعار با معني و معرفتبخش در ستايش و حمد و تذکر نعمتهاي الهي و پندآموز براي بيدار کردن مردم و رشد عقلاني و فکري آنها استفاده نمايند.
آيا امسال نيز شاهد تکرار اين ناهنجاريها خواهيم بود يا عزاداريها به شکل معقول و با توجه به شأن ائمه اطهار برگزار ميشود؟ پاسخ به اين سؤال را به عهده مسئولان فرهنگي ميگذاريم.
¤ نويسنده: عليرضا فدايي
متن زير در تاريخ3/11/1385، ساعت: 9:10 عصر نوشته شده است.
¤ + يادته؟روزاي خيلي طلايي يادته؟
روز ترس از جدايي يادته؟
موهاي شانه نکرده يادته؟
چشمک از پشت پرده يادته؟
روز تمرين اشاره يادته؟
شب چيدن ستاره يادته؟
شعراي کتاب درسي يادته؟
يادته گفتي مي ترسي يادته؟
عکسمون تو قاب عکسو يادته؟
بله ي بدون مکث و يادته؟
دستمون تو دست هم بود يادته؟
غصه هامون کم کم بود يادته؟
چشم نازت مال من بود يادته؟
ديدن من غدغن بود يادته؟
روزگار قهر و آشتي يادته؟
هيچکسو جز من نداشتي يادته؟
روياهاي آسموني يادته؟
قول دادي پيشم بموني يادته؟
روزاي بي غم و غصه يادته؟
ببينم اول قصه يادته؟
عصر ابراز علاقه يادته؟
خبر خوش کلاغه يادته؟
دست گرمت تو زمستون يادته؟
شونه ي من زير بارون يادته؟
واسه ي خنده اجازه يادته؟
اونا که مي گفتي رازه يادته؟
يادته فالاي حافظ تو حياط؟
يادته قسم جون شاخه نبات؟
گل سرخا رو نچيديم يادته؟
يه روزي همو نديديم يادته؟
شرطامون سر صداقت يادته؟
تو مجازات خيانت يادته؟
پنهوني سر قرارا يادته؟
تأخيرات توي بهارا يادته؟
گوش نداديم به نصيحت يادته؟
گشتنت دنبال فرصت يادته؟
دسا تو مي خوام بگيرم يادته؟
راستي تو بي تو ميميرم يادته؟
دونه دادن به کبوتر يادته؟
خاطرات توي دفتر يادته؟
فال با نيت رسيدن يادته؟
طعم قهوه رو چشيدن یادته؟
واسه ی فال قهوه خوردن یادته؟
روزی صد بار بی تو مردن یادته؟
یادته دعوای زیر طاقیا؟
کنار بوته های اقاقیا؟
زیر اون درخت گیلاس یادته؟
با دو تا شاخه گل یاس یادته؟
یادته گفتن راز به قاصدک؟
یادته چقد بهم گفتی کمک؟
فکر بودنت تو قایق یادته؟
تو به من گفتی شقایق یادته؟
پیش هم بودیم نذاشتن یادته؟
اونا ما رو دوس نداشتن یادته؟
نامه ی بدون امضا یادته؟
اسم مستعار رویا یادته؟
طرح اون انگشتر من یادته؟
پاسخ مختصر من یادته؟
فال حافظ شب یلدا یادته؟
اسممو گذاشتی شیدا یادته؟
چیزی خواستیم از خدامون یادته؟
مستجاب نشد دعامون یادته؟
چشممون زدن حسودا یادته؟
چشامون شد مث رودا یادته؟
گفتی ما باید جدا شیم یلدته؟
گفتی باید بی وفا شیم یادته؟
یه روزی ازم بریدی یادته؟
خط رو اسم من کشیدی یادته؟
گفتی عشق تو هوس بود یادته؟
گفتی خوب بود ولی بس بود یادته؟
حلقه من دست تو دیدم یادته؟
کلی سرزنش شنیدم یادته؟
چش من به چشمت افتاد یادته؟
کاری که دست دلم داد یادته؟
......
¤ نويسنده: عليرضا فدايي
متن زير در تاريخ3/11/1385، ساعت: 9:1 عصر نوشته شده است.
¤ + بزرگترين پيشرفت قرنبه گزارش بي بي سي، گزينه بهداشت عمومي، تعداد آراي بيشتري نسبت به کشف آنتيبيوتيکها،کشف DNA و داروي بيحسي که در ميان پنج گزينه اول بودند، کسب کرد. ساير شاخصهايي که براي مقام اول در نظر گرفته شده بودند، شامل بهوجود آمدن تکنيکهاي تصويربرداري پزشکي، قرصهاي ضدبارداري وپيشرفت دانش ايمنيشناسي ميشدند.
از شرکتکنندگان در نظرسنجي خواسته شده بود بگويند به نظر آنها بزرگترين پيشرفت پزشکي از زمان بنيانگذاري نشريه پزشکي بريتانيا در سال 1840 چه بوده است.
پروفسور جان مکنباخ- از مرکز پزشکي اراسموس در روتردام هلند- که يکي از افرادي است که از گزينه بهداشت عمومي طرفداري ميکند، ميگويد: «بسيار خوشحالم که بسياري از افراد بهداشت عمومي را به عنوان چنين شاخص مهمي بهرسميت شناختهاند.
درس کلي که هنوز ميتوان گرفت اين است که اغلب محافظت غيرفعال در برابر خطرات بهداشتي بهترين شيوه براي بهبود سلامت جمعيتهاست.او معتقد است که بهداشت عمومي هنوز نقش مهمي در بهبود بخشيدن بهداشت عمومي در حال و آينده دارد.»
به گزارش خبرگزاري رويترز بهبود دفع فاضلابها و سيستمهاي فراهمآوري آب پاک در طول قرن گذشته بيماريهايي مانند وبا را کاهش داد. در واقع، پس از کشف يک دکتر انگليسي با نام جان اسنو، در سال 1854 برخلاف تصور قبلي در مورد انتقال وبا از راه هوا، مشخص شد که اين بيماري از راه آب منتقل ميشود و لندن يکي از اولين شهرهاي مدرني بود که با جديت به حل مشکل دفع غيربهداشتي فاضلاب پرداخت.
با اين وجود رعايت ناکافي اصول بهداشتي همچنان مشکلي در کشورهاي در حال توسعه بهشمار ميرود و در مرگ ميليونها نفر دست دارد، چنانکه در سال ۲۰۰۱ مصرف آب آلوده و رعايت نکردن اصول بهداشتي و نظافت در کشورهايي با درآمد کم و متوسط، موجب مرگ بيش از ۱/۵ميليون تن بر اثر ابتلا به اسهال شد.
در کشورهاي فقير، جنگ، مهمتر از آب است
يک توالت سيفوندار بهداشتي که در اغلب کشورهاي ثروتمند چيزي بديهي به نظر ميرسد، ميتواند ابزاري ارزان اما قدرتمند براي کاهش مرگ و مير کودکان و تقويت توسعه جهاني باشد.
بنا به گزارش آسوشيتدپرس، گزارش سالانه برنامه توسعه سازمان ملل، تحت عنوان «فراسوي کمبود: قدرت، سياست و بحران جهاني آب» تصوير غمباري از نابرابري در جهان و عدم توجه به فراهم کردن آب پاک و دفع بهداشتي فضولات به عنوان اولويتي سياسي ترسيم ميکند.
اين گزارش، اعلام ميکند که فقدان دسترسي به آب پاک و تسهيلات بهداشتي دفع فضولات هر سال تقريباً 2ميليون کودک کمسن در جهان را ميکشد. اين تلفات با آماري حدود 5000 مرگ در هر روز، در اغلب موارد ناشي از بيماريهاي قابل پيشگيري است.
اين گزارش، به بررسيهاي ديگري در کشورهاي پرو و مصر اشاره ميکند که نشان ميدهند نصب توالت سيفوندار در خانه، احتمال زنده ماندن يک کودک تا يکسالگياش را در پرو تا 60 درصد و در مصر تا 57 درصد افزايش ميدهد.
کوين واتکينز- نويسنده اصلي اين گزارش- نيز معتقد است عبارت عدم دسترسي به دفع بهداشتي فضولات کلمهاي مؤدبانه براي اشاره به اين حقيقت است که اين افراد آب لازم براي نوشيدن، پختن غذا و شستن را از همان رودخانهها و درياچهها، نهرها و حوضچههايي برداشت ميکنند که فضولات انساني و حيواني هم به آنها سرازير ميشود.
او ميگويد: ممکن است به نظر نيايد که توالت، عامل شتابدهنده توسعه انساني باشد، اما اين گزارش شواهد فراوان و قدرتمندي ارائه ميکند که نشان ميدهد چگونه توالت به رفاه انساني کمک ميکند.
مثلاً اسهال که يکي از دلايل ابتلا به آن، نوشيدن آبهاي آلوده بهشمار ميآيد، دومين علت مرگ کودکان در جهان است. در حالي که، آب هدر رفته به علت چکه شيرها در کشورهاي ثروتمند، بيش از ميزان آبي است که هر روز در اختيار يک ميليارد تن از جمعيت کشورهاي فقير قرار ميگيرد.
البته کارشناسان بهداشت در سطح جهاني، از کشورهاي در حال توسعه هم انتقاد ميکنند که منابع ناچيزي را صرف آب و فاضلاب ميکنند. اغلب کشورهاي آفريقايي تنها 2/0 تا4 /0 درصد بودجهشان را صرف آب و فاضلاب ميکنند و بودجه نظامي اتيوپي 10 برابر و بودجه نظامي پاکستان 47 برابر بودجه آب و فاضلاب آنهاست.
کاهش هزينههاي درماني
توجه و سرمايهگذاري به بهداشت محيط، آمار بيماريها و هزينههاي درماني وابسته به محيط را کاهش ميدهد، چرا که درصد زيادي از عامل بيماريهاي خوني، پوستي، فصلي، اعصاب، قلبي، رواني و گوارشي مربوط به محيط ناسالم است. چنانکه منشأ ۸۰ درصد از بيماريها، مربوط به محيط زيست است.
در اين ميان، آلودگي آب، هوا، سيستم فاضلاب و آلودگي صوتي از جمله منابع اصلي بيماريهايي است که از محيط بر انسان وارد ميشود در حالي که اگر به بهداشت محيط در موضوعات عنوان شده توجه شود اين بيماريها، کنترل و در بحث اقتصادي، باعث کاهش هزينههاي دارو و درمان ميشود.
البته با برگزاري برنامههاي آموزشي در رسانهها، مدارس و ادارات و دخيل کردن زنان و مردان که اغلب آنها کارمندان دستگاههاي دولتي هستند، ميتوان در داشتن محيط سالم نقش بهسزايي را ايفا کرد.
¤ نويسنده: عليرضا فدايي
متن زير در تاريخ3/11/1385، ساعت: 8:57 عصر نوشته شده است.
¤ + تب جنگ سردامير قلعهنويي يک روز پس از حذف استقلال از جام حذفي مقابل مقاومت فارس بر سر تمرين اين تيم در مجموعه آزادي حاضر شد. او در حالي که کنار سرمربي جوان استقلال ايستاده بود، بازيکنان را به بيتعصبي متهم کرد. انتقادهايرئيس سازمان فوتبال باشگاه استقلال اما به صورتي مطرح شد که چندان با منش و رفتار مرفاوي همخواني نداشت. بازيکنان استقلال که از برخورد تند قلعهنويي ناراضي و حتي معترض به نظر ميرسيدند پس از شنيدن سرزنشها به صورت پراکنده واکنشهاي منفي از خود نشان دادند. حتي شايعه شد که آنها با امضاي طوماري به رفتار رئيس سازمان فوتبال باشگاه استقلال اعتراض خود را علني کردهاند.
پاسخ سرمربي جواني که حين فريادهاي امير قبل از شروع تمرين تيمش سکوت کرده بود اما با 48 ساعت تأخير به امير قلعهنويي رسيد. او در گفتوگو با رسانهها ضمن دفاع از عملکرد بازيکنانش به طور محافظهکارانه به قلعهنويي پاسخ داد.
وي گفت: «ما به مقاومت فارس باختيم و از جام حذفي حذف شديم اما من هرگز به خودم اجازه نميدهم که نسبت به عملکرد بازيکنانم بيانصافي کنم. بازيکنان من بيتعصب نيستند و تحت هيچ شرايطي قصد ندارم آنها را به نداشتن تعصب متهم کنم.»
و اين اولين واکنش جدي صمد مرفاوي نسبت به قلعهنويي بود.
يادآوريباختبهشاهينبوشهر
در واقع دوگانه صمد و امير از جايي شروع شد که قلعهنويي پس از رسيدن به سمت سرمربيگري تيم ملي خود را همچنان همهکاره استقلال نيز خواند. قلعهنويي که به تازگي در رأس کادر فني تيم ملي قرار گرفته بود در مصاحبه با يک خبرگزاري گفت: «در استقلال هر کاري که بخواهم انجام ميدهم.» او در توضيح بيشتر اختيارات خود در استقلال افزوده بود: «90 درصد ترکيب اين تيم را ميتوانم تغيير دهم.»
مرفاوي هم که با اين حرفها نقش خود را کاملاً حاشيهاي و در سايه ميديد در گفتوگويي بر «استقلال» خود تأکيد کرد و گفت: «در کارم مستقل هستم.» حتي اين دوگانه زماني به وجود آمد که قلعهنويي هنوز به سمت رياست سازمان فوتبال باشگاه استقلال نرسيده بود. پس از اينکه حضور قلعهنويي در استقلال جديتر شد مرفاوي سعي کرد با او به شکل مستقيم وارد منازعه نشود. به خصوص آنکه حالا قلعهنويي براي دخالت مستقيم خود توجيه قانعکنندهاي دارد اما برخورد تند قلعهنويي که اتفاقاً در پيشينه مربيگري خود با همين استقلال، باخت به تيم دسته اولي شاهين بوشهر و به تبع آن حذف از جام حذفي را دارد با استقلال مرفاوي اولين واکنش جدي صمد مرفاوي را باعث شد.
چه چيزي باعث شد که قلعهنويي عصر روز شنبه سي دي هنگامي که بر سر تيم حذف شده مرفاوي داد و فرياد ميکشد، خاطره تلخ حذف استقلال برابر شاهين بوشهر را فراموش کند؟
موضعگيري بازيکنان
منابع آگاه ميگويند، ميان بازيکنان استقلال هم با توجه به گرايشهايشان نسبت به مرفاوي و قلعهنويي دودستگي به وجود آمده است تا جايي که عدهاي قصد دارند واکنش تندي نسبت به حرفهاي قلعهنويي نشان دهند و در اين راستا حتي ميخواهند طوماري را امضا کنند. عدهاي هم که خود را همچنان از حمايت بيدريغ قلعهنويي بهرهمند ميبينند در چنين شرايطي مرفاوي را مورد انتقاد قرار ميدهند.
در حالي که محمد نوازي دو روز پيش، از تنهايي صمد و اينکه او در استقلال همه کار ميکند و نبايد مورد انتقاد قرار بگيرد گفته بود، روز گذشته اين کاپيتان استقلال بود که در موضعگيري متفاوتي از رفتار تند قلعهنويي به شدت حمايت کرد. فکري گفت: «برخورد اميرخان کاملاً به موقع بود. قسمتي از مشکل تيم ما به رفتار احترامآميز مرفاوي با بعضي از بازيکنان برميگردد، انگار ما عادت کردهايم که تا چوب بالاي سرمان نباشد، حرفشنوي نداشته باشيم.»فکري موضوع دودستگي و تشکيل باند در درون تيم را تأييد کرده و گفته است «کار آنهايي است که دنبال حاشيه ميگردند و فقط اسم بزرگي دارند؛ اسم بزرگ کاذب.»
هيأت مديره و دوگانه صمد و امير
دوگانهاي که حالا پس از اتفاقات حاشيهاي روزهاي اخير به نظر ميرسد حتي جديتر هم شده باشد، در هيأت مديره استقلال هم بازتاب داشته است. طيفي که رسولينژاد نماينده آنهاست صمد مرفاوي را تحت فشار قرار داده. اين عضو هيأتمديره استقلال در تازهترين اظهارنظر خود در رابطه با وضعيت اين تيم گفته است: «حذف استقلال از جام حذفي به راحتي قابل توجيه نيست و ما در جلسه آخر هفته هيأت مديره که اميدوارم تشکيل شود، تصميمات تازهاي را اتخاذ خواهيم کرد.»
اما در جناح قريب که متشکل از قلعهنويي و ايرواني است و البته گاهي اميدوار رضايي را هم به خود ميبيند، صمد مرفاوي شرايط بهتري دارد. شرايطي که در نهايت با هدف حفظ اقتدار امير در استقلال دنبال ميشود. در واقع سرمربي جوان استقلال که مدام تأکيد ميکند: «به خاطر جوان بودنم ميگويند مدير خوبي نيستم» براي امير قلعهنويي حکم يک گزينه حداقلي را دارد. گزينهاي که ميتواند از پررنگتر شدن حضور امثال حجازي و پورحيدري در استقلال جلوگيري کند.
هرچند نقش قلعهنويي با توجه به اتفاقاتي که پس از برخورد تندش با بازيکنان، جايگاه او را تا حد زيادي به مخاطره انداخته، رفتهرفته کمرنگتر ميشود.جاهطلبيهاي مرفاوي اما اين بار رنگ جديتري به خود گرفته است. عدهاي معتقدند ديدار اين هفته استقلال مقابل ذوبآهن در اصفهان آخرين فرصت صمد خواهد بود اما با توجه به حضور اين تيم در جام باشگاههاي آسيا به نظر ميرسد مسئولان اين باشگاه در خصوص مسئله «تغيير سرمربي» ريسک نکنند.مرفاوي گفته است: «هزار شکايت دارم، اما صدايم در نميآيد چون هواداران از پشت پرده خبر ندارند. اما با همه اين حرفها دوباره شروع ميکنم و تيمم را به حد ايدهآل ميرسانم.»اگر روياي مرفاوي به واقعيت بپيوندد، بيگمان قلعهنويي در هيچ حالتي برنده اين جنگ سرد نخواهد بود؛ چه مربي جوان برود و چه در استقلال بماند.تب جنگ سرد در استقلال بالا گرفته است.
¤ نويسنده: عليرضا فدايي
متن زير در تاريخ3/11/1385، ساعت: 8:56 عصر نوشته شده است.
¤ + حسين(ع)، فرزند ابراهيمنخست اينکه انجام آداب و مراسم و اجراي شعاير جمعي، بيش از عمل صالح، تقوا و فضايل اخلاقي اهميت داشت و کسي که ميخواست به وظيفه خود در برابر خدايان عمل نمايد ميبايست قربانيهاي شايستهاي به معابد تقديم کند و اوراد مخصوصي بخواند.
دوم اينکه، گفتهاند: «هيچ تمدني از لحاظ پايبندي به اوهام و خرافات، به پاي تمدن بابلي نميرسيد. کاهنان، هر حادثه را از ولادت غير طبيعي فرزندان گرفته تا اشکال مختلف مرگ، با تعبيرات سحري و فوق طبيعي مورد تفسير و تاويل قرار ميدادند».(1)
تصميم نمرود براي انداختن حضرت ابراهيم در آتش، خود نمونهاي از قرباني انساني و تقديم سنتشکنان به پيشگاه خدايان بود. زماني که آتش بر ابراهيم سرد و گلستان شد، آن هم در حضور هزاران تماشاگر معتقد به خدايان بابل و به ويژه اينکه اين آتش به احترام بتها و براي عقوبت دشمن خدايان بابل افروخته شده بود، اين خبر عجيب به سرعت در سرتاسر بابل پيچيد و به مرور زمان به نواحي ديگر نيز رسيد.
طبعا با اتفاق چنين معجزهاي و تحقير خدايان بابل، مردم آن زمان منتظر شنيدن خبرهاي بيشتري از اين پيامبر بودند و نميتوانستند نسبت به آن بيتفاوت باشند. از اينرو، هنگامي که ابراهيم عليهالسلام، به دستور خداوند فرزند را به قربانگاه برد ولي خداي سبحان، گوسفندي را به جاي انسان براي قرباني برگزيد، اين اتفاق نقطه عطفي در سنت شعايري آن روزگاران شد. به طوري که بعدها حتي وقتي امپراطوران تصميم به قرباني کردن انساني ميگرفتند، مورد اعتراض کاهنان دربار قرار ميگرفتند که تاريخ، نمونههايي را ثبت کرده است.
اصطلاح قرآني مبارزه با عادات و سنتهاي غلط اجتماعي، اصلاح است و خداوند پيامبران را براي اصلاح عقايد و عادات جامعه مبعوث فرمود. امام حسين عليهالسلام هم که در دعاي عرفه، خود را فرزند ابراهيم ميخواند در ابتداي حرکت خود به سوي کربلا ميفرمايد: من فقط به خاطر اصلاح در امت جدم خارج شدم و ميخواهم امر به معروف و نهي از منکر نمايم و به سيره و سنت جدم ( رسول خدا) و پدرم (اميرالمومنين) عمل نمايم. (2)بدين ترتيب، ابراهيم و فرزندش حسين (ع) هر دو الگوي خطشکني بودند و هر دو، با وجود تنهايي و بدون داشتن يک لشکر و مانند آن، شکوه پوشالين و ابهت دروغين حاکمان زمان خود را شکستند و راه را براي مجاهدان بعد از خود هموار نمودند.
خداي سبحان، اين ويژگي ابراهيم خليل را به عنوان اسوه و الگو به پيامبر خود معرفي ميکند و ميفرمايد: براي شما در ابراهيم و همراهان او سرمشقي نيکوست، آنگاه که به قومشان گفتند ما از شما و آنچه به جاي خداوند ميپرستيد، بري و برکناريم و ما منکر شماييم و هميشه ميان ما و شما دشمني و عداوت و کينه خواهد بود تا وقتي که به خداي يگانه ايمان بياوريد. (ممتحنه:4) عبارت قرآني (بدا بيننا و بينکم العداوة و البغضاء ابدا حتي تومنوا بالله وحده)ناخودآگاه، فرازهاي معروف زيارت عاشورا را به ياد ميآورد (اني سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم) و يا فرازي از زيارت جامع که ميفرمايد: ( مبغض لاعداءکم) اين فرازها به مسلمانان ميآموزد که کينه و دشمني با دشمنان دين خدا، در واقع متمم و مکمل محبت الهي است و بدون آن عشق به خداوند، کامل نميشود.
شباهت ديگري که ميان حضرت ابراهيم و امام حسين (ع) بسيار برجسته است، سرافرازي در آزمون الهي است. قرآن کريم ميفرمايد: «و چون ابراهيم را پروردگارش به کلماتي (شعايري) چند آزمود، و او آنها را به انجام رساند، فرمود من تو را پيشواي مردم ميگمارم» (بقره:421) هر دوي آن بزرگواران در انجام آزمون الهي، به همراه خانواده و اهل بيت خود بودند. هر دو، فرزند به قربانگاه بردند با اين تفاوت که ابراهيم خليل فرزند خود را صحيح و سالم پس گرفت اما امام حسين (ع) فرزندان خويش را تقديم کرد، به جز امام سجاد عليهالسلام که به قضاي الهي ميراث نبوت را حفظ کرد.
حضرتهاجر در کنار حضرت ابراهيم بود و حضرت زينب سلام اللهعليها در کنار حسينابنعلي عليهالسلام. هر دو در وادي طلب، سرگرداني و حيرتي را تجربه کردند که خداوند براي آنها مقرر کرده بود. هر دو راضي به قضاي الهي بودند و همين رضايت و شهامت در اجراي رسالت، از هر دو بانوي نمونه، سرمشقي جاودانه ساخت. اعمال حج ابراهيمي بدون سعي و صفاي حضرتهاجر کامل نيست، همانگونه که پيام کربلا در کربلا ميماند اگر زينب نبود.
در هر دو نهضت، خانه کعبه محور عمليات است. حضرت ابراهيم، خانه کعبه را بنا نهاد تا مرکزيتي براي يکتاپرستي به وجود آيد و حرم امن الهي باشد: و ياد کنيد که خانه [کعبه] را بازگشتگاه و حرم امن براي مردم قرار داديم و [گفتيم] از مقام ابراهيم نمازگاهي بسازيد و به ابراهيم و اسماعيل سفارش کرديم که خانهام را براي غريبان [مسافران] و مقيمان و نمازگزاران پاکيزه گردانيد.(بقره: 521) قرآن کريم داستان راز و نياز حضرت ابراهيم و اسماعيل را نقل ميکند تا فلسفه بنيان کعبه روشن شود: و چون ابراهيم و اسماعيل پايههاي خانه [کعبه] را بر آوردند [گفتند] پروردگارا از ما بپذير که تويي شنواي دانا.
« پروردگارا ما را فرمانبر خويش بگردان و از ذريه ما امتي فرمانبردار خويش پديدآور و مناسک ما را به ما بنما و از ما در گذر که تويي توبهپذير مهربان.» پروردگارا و از ايشان در ميانشان پيامبري که آيات تو را بر آنان بخواند و به آنان کتاب آسماني و حکمت بياموزد و پاکدلشان سازد بر انگيز که تو پيروزمند فرزانهاي. (بقره:128-127) حسين بن علي (ع) نيز به هنگام حرکت به سوي کربلا، يک روز مانده به عيد قربان، شهر مکه را به سوي کربلا ترک کرد تا نشان دهد، حرمي را که خداوند فرمود تا حرم امن الهي براي موحدان باشد، حتي براي فرزندان رسول خدا نيز امن نيست.
در قرآن کريم بر دو ويژگي « بردباري» و « دردمندي» حضرت ابراهيم عليهالسلام تاکيد ميشود (هود:67) که هر دو به بُعد اجتماعي و رسالت حضرت ابراهيم بازگشت ميکند. بدين معنا که حضرت ابراهيم، درد جامعه را داشت و از انحرافات موجود در آن به شدت رنج ميبرد؛ همچنانکه حسينبن علي (ع) نيز وقتي به سرزمين شراف رسيد، براي اتمام حجت با کوفيان فرمود: مردم! من بسوي شما حرکت ننمودم مگر آنگاه که دعوتنامهها و پيکهاي شما به سوي من سرازير گشت که « ما امام و پيشوا نداريم. دعوت ما را بپذير و به سوي ما حرکت کن تا خداوند به وسيله تو ما را هدايت و رهبري نمايد. » ... آيا نمي بينيد که به حق عمل نميشود؟ و از باطل نهي نميگردد؟ پس سزاوار است که در چنين وضعي انسان با ايمان، مرگ و ملاقات با خداوند را آرزو کند. آري، من مرگ را جز سعادت و خوشبختي نميبينم، و زندگي با ستمگران را جز خواري و ذلت نميدانم. (3)
ابراهيم به تنهايي يک امت بود « ان ابراهيم کان امة قانتالله حنيفا»(بيگمان ابراهيم پيشوايي فروتن در برابر خداوند و پاکدين بود)(نحل:021) و در عين حال به تنهايي در برابر نمرود و درباريانش ايستاد و ناتوانيها و زبونيهاي او را بر شمرد. حضرت ابا عبدالله (ع) نيز، هنگامي که معاويه از خلفا و يزيد تمجيد کرد و از امام خواست تا با يزيد بيعت کند، امام خطاب به او فرمودند: ... «اي معاويه! آنچه دربارۀ کمالات يزيد و لياقت وي براي امت محمد (ص) برشمردي شنيديم. قصد داري طوري وانمود کني که گويا فرد ناشناختهاي را توصيف ميکني، يا فرد غايبي را معرفي ميکني... در حاليکه يزيد ماهيت خود را آشکار کرده و موقعيت سياسي و اجتماعي و اخلاقي خود را شناسانده است.
از يزيد آنگونه که هست بگو! از سگ بازيش بگو، وقتي که سگهاي درنده را به جان همديگر مياندازد. از کبوتر بازيش بگو... از بوالهوسي و عياشي او بگو ... از خوشگذرانيش بگو که از ساز و آواز سرمست ميشود. آنچه در پيش گرفتي کنار بگذار، آيا گناهي که تا کنون درباره اين امت بر دوش خود بار کردهاي تو را کافي نيست؟... »(4)
در حديثي آمده است که رسول مکرم اسلام از خداوند درخواست کرد: الهي ارني الاشياء کما هي. (خدايا حقايق اشيا را آنچنانکه هستند به من نشان ده). خداوند پيش از آن با حضرت ابراهيم چنين عملي انجام داد و باطن و حقايق اشيا را به او نشان داد: «و بدينسان ملکوت آسمانها و زمين را به ابراهيم مينمايانيم تا از اصحاب يقين گردد.»(انعام:57) و در جاي ديگري حضرت ابراهيم از خداوند ميخواهد تا زنده کردن مردگان را به او نشان دهد. امام حسين عليهالسلام نيز در دعاي عرفه عرضه ميدارد: «فهمتني ما جاءت به رسلک.» ( خداوندا! تو به من هر آنچه را که پيامبرانت آورده بودند آموختي) و همچنين عرضه ميدارد: «خداوندا تويي که در همه موجودات، خود را به من نشان دادي تا در هر چيز آشکار تو را ديدم. تويي که در هر چيز آشکاري». به نظر ميرسد تاکيدي که امام حسين(ع) بر توحيد داشته و از خداوند، شناخت معرفت خويش را ميطلبد بيش از حضرت ابراهيم( ع) است و حضرت ابراهيم(ع) بيشتر طالب شناخت معاد و جلوههاي ديگر خداشناسي بوده است.
پانوشتها:
1 - اديان جهان باستان، يوسف اباذري و جمعي از نويسندگان، ج2،ص236.
2 - بحارالانوار، ج44، ص328.
3 - تاريخ ابن عساکر، ص214.
4 - تاريخ طبري، ج3، ص 248.
¤ نويسنده: عليرضا فدايي
متن زير در تاريخ3/11/1385، ساعت: 8:53 عصر نوشته شده است.
¤ + عدالت و عاشوراهنگامي که مي بينيم «حبيب بن مظاهر اسدي» و «سليمان بن صرد خزاعي»، در نامة خود به امام حسين (عليه السلام) از آن امام بزرگ مي خواهند تا بيايد و با ظلمهاي اقتصادي نيز مبارزه کند و براي غلبة سرمايه داران بر جامعة اسلامي و سرنوشت جامعه، چاره اي بينديشد، خوب درک مي کنيم که تکليف مسلمانان حسيني و مؤمنان عاشورايي چيست و وظيفة مردمي که ذکر و وردشان «يا ليتنا کنا معکم» است، کدام است؟
خوب پي مي بريم که آن خون که در جام خورشيد ريخته است و فجر و شفق را ـ سرخ فام ـ بر سراسر آبادي ها و زندگي ها مي تاباند، تجسم کدام آرمان و تبلور کدام فرياد است. اين همه و اين همه، فرياد دفاع از حقيقت و عدالت است که از حلقوم خونين عاشورا، لحظه به لحظه، چونان تندرهاي ستيغ لرزان، در اعماق زندگيها و ملت ها طنين مي افکند.
آري، مردمي که اهميت حياتي و ديني و انساني عدالت را درک نکنند، جاهلند و مردمي که عدالت خواه نباشند، مرده اند و مردمي که ظلم را منحصر در ظلم سياسي بدانند و از ظلم اقتصادي و معيشتي و فاجعة بزرگ آن ـ چنان که بايد ـ آگاه نباشند، فريب خوردهاند و جامعة عاشورايي، هرگز اين چنين نيست و نبايد باشد.
اين همه احاديث فراوان و گوناگون که از پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) و ائمة طاهرين (عليهم السلام) دربارة «عاشورا» و زنده نگاه داشتن آن رسيده است و آن همه ذکر ثواب و فضيلت براي احياي اين مراسم و حضور در آنها و آن همه زيارت و دعا دربارة عاشورا، از جمله براي احياي اين آرمان خورشيدي است که ياد شد و از اين جاست که همة اقاليم قبلة موظفند تلألو اين حماسة خورشيدي را در طنين پر جلال آيات عدل و قسط، هميشه درخشان و پرتوافشان حفظ کنند.
مسلمانان جهان، بايد بيدار شوند و پرچم خونين عاشورا را برافرازند و پيوسته حلقههاي اين سلسلة الهي را در معبر قرون و اعصار به هم بپيوندند و آيات قرآن را با خون فرزندان قرآن تفسير کنند و عدالت را هدف قرار دهند و لذت ها را نپذيرند. مستکبران پيشين مي کوشيدند فروغ عاشورا را بپوشانند تا بتوانند با خيال آرام، به ستم و بيداد خويش ادامه دهند. امروز نيز برخي ميکوشند تا گسترة فروغ عاشورا را محدود سازند؛ ليکن چگونه ممکن است؟
هنگامي که «گاندي» از درون «شبه قاره» مي گويد: «من مبارزه را از شهيدان عاشورا آموختم» و شيخ محمد محمد مدني از دامن «اهرام» مي نويسد: «ما بايد از ياد ماه محرم سرمشق بگيريم» و متفکر اصلاح طلبي از اعماق «لاهور» فرياد مي زند:
سرّ ابراهيم و اسماعيل بود
ماسوي الله را مسلمان بنده نيست
خون او تفسير اين اسرار کرد
رمز قرآن از حسين آموختيم
آري، جوانان غيور مسلمان، در هر جاي جهان و از دو مذهب اسلامي، سني و شيعه، خون خود را به حماسة حسيني پيوند زنند و در مشرق عاشورا بايستند و با تلاوت آيات فلق، در الهام خونين نگارة شفق، درفش صلابت مقاومت اعصار را برافرازند و در جولانگاه شرف و آزادگي حضور داشته باشند و با غرق گشتن در زمزمة قرآن و نماز شب عاشورا و مدد جستن از مردانگي و شجاعت روز عاشورا، همواره، فرزندان حسين باشند و عاشورا.
¤ نويسنده: عليرضا فدايي
متن زير در تاريخ3/11/1385، ساعت: 8:52 عصر نوشته شده است.
¤ + اسلمي داوران بازيهاي هفته شانزدهم ليگ برتر اعلام شدرحيمي مقدم در تهران بازي پرسپوليس را قضاوت مي کند/ داوري بازي ذوب آهن - استقلال به مظفري رسيد
کميته داوران فدراسيون فوتبال اسامي داوراني که بازيهاي هفته شانزدهم ليگ برتر را قضاوت ميکنند اعلام کرد.
طبق اعلام قبلي فدراسيون اين بازيها در روزهاي پنجشنبه و جمعه هفته جاري انجام خواهد شد.
اسامي گروه داوران اين ديدارها بدين شرح است:
* پرسپوليس - ابومسلم مشهد
داور: رحيم رحيمي مقدم کمکها: مرتضي کريمي وعليرضا کهوري داور چهارم: فرهاد رستمي
* مس کرمان - پاس تهران
داور:عليرضا فغاني کمکها:بابک داوري و سعيد علي نژاديان داورچهارم: محمدجواد محمدي
راهآهن تهران - برق شيراز
داور: نويد مظفري کمکها: جهانگير حيدري ومحمدرضا اسحاقيان داور چهارم: کوثر نيک انديش
* ملوان بندر انزلي - فولاد مبارکه سپاهان
داور: تورج حقوردي کمکها: حسين نجاتي و محمد نجفي داور چهارم: مجيد پور مشتاق
* فولاد خوزستان - پيکان تهران
داور: علي خسروي کمکها:رامين عرفانيان و محمدرضا منصوري داورچهارم: مرداس جابري
* صباباتري - استقلال اهواز
داور: خداداد افشاريان کمکها:حسن کامراني فر، مسعود فرحنيا داور چهارم: محمدرضا فغاني
* فجرشهيد سپاسي - سايپا
داور: يداله جهانبازي کمکها: نيکفر نيک نهاد وحسين سنجري داورچهارم: جواد رحيم زاده
* ذوبآهن اصفهان - استقلال تهران
داور: سعيد مظفري کمکها: رسول فروغي وعليرضا يزداني داورچهارم: رسول احمدي
¤ نويسنده: عليرضا فدايي
متن زير در تاريخ3/11/1385، ساعت: 8:36 عصر نوشته شده است.
¤ + اسلمي داوران بازيهاي هفته شانزدهم ليگ برتر اعلام شدرحيمي مقدم در تهران بازي پرسپوليس را قضاوت مي کند/ داوري بازي ذوب آهن - استقلال به مظفري رسيد
کميته داوران فدراسيون فوتبال اسامي داوراني که بازيهاي هفته شانزدهم ليگ برتر را قضاوت ميکنند اعلام کرد.
طبق اعلام قبلي فدراسيون اين بازيها در روزهاي پنجشنبه و جمعه هفته جاري انجام خواهد شد.
اسامي گروه داوران اين ديدارها بدين شرح است:
* پرسپوليس - ابومسلم مشهد
داور: رحيم رحيمي مقدم کمکها: مرتضي کريمي وعليرضا کهوري داور چهارم: فرهاد رستمي
* مس کرمان - پاس تهران
داور:عليرضا فغاني کمکها:بابک داوري و سعيد علي نژاديان داورچهارم: محمدجواد محمدي
راهآهن تهران - برق شيراز
داور: نويد مظفري کمکها: جهانگير حيدري ومحمدرضا اسحاقيان داور چهارم: کوثر نيک انديش
* ملوان بندر انزلي - فولاد مبارکه سپاهان
داور: تورج حقوردي کمکها: حسين نجاتي و محمد نجفي داور چهارم: مجيد پور مشتاق
* فولاد خوزستان - پيکان تهران
داور: علي خسروي کمکها:رامين عرفانيان و محمدرضا منصوري داورچهارم: مرداس جابري
* صباباتري - استقلال اهواز
داور: خداداد افشاريان کمکها:حسن کامراني فر، مسعود فرحنيا داور چهارم: محمدرضا فغاني
* فجرشهيد سپاسي - سايپا
داور: يداله جهانبازي کمکها: نيکفر نيک نهاد وحسين سنجري داورچهارم: جواد رحيم زاده
* ذوبآهن اصفهان - استقلال تهران
داور: سعيد مظفري کمکها: رسول فروغي وعليرضا يزداني داورچهارم: رسول احمدي
¤ نويسنده: عليرضا فدايي
متن زير در تاريخ1/11/1385، ساعت: 9:19 عصر نوشته شده است.
¤ + ويستا روي DVD
مايکروسافت در گذشته هر نسخه از ويندوزهاي خود را بر روي يک ديسکفشرده عرضه ميکرد، اما سخنگوي مايکروسافت اعلام کرده که براي کمکردن هزينهها و همچنين آسان ساختن پروسه ارتقاي سيستم، تمامي نسخههاي ويندوز ويستا را بر روي يک DVD عرضه خواهد کرد.
براي مثال، اگر کاربري نسخه Home premium ويندوز ويستا را بخرد، يک DVD ميگيرد که شامل نسخه Uitimate ويستا هم هست. ويستا، که اولين سيستم عامل ويستا طي چند سال گذشته است، ماه ژانويه 2007 وارد بازار خواهد شد.
¤ نويسنده: عليرضا فدايي
متن زير در تاريخ1/11/1385، ساعت: 9:17 عصر نوشته شده است.
¤ + ويندوز ويستا ، 239 دلارآمازون که در حال حاضر در حال پيش فروش ويندوز ويستا ميباشد، در ليست قيمت خود دو نسخه ديگر از ويندوز را نيز آوردهاست که هم قيمت ويندوز XPميباشند.
طبق اين ليست قيمت، ويندوز ويستا مدل work هم قيمت با ويندوز Xp نوع حرفهاي و به قيمت 299 دلار است و ويندوز ويستا مدل خانگي همانند ويندوز خانگي XP به قيمت 199 دلار بهفروش ميرسد.
اما مايکروسافت اميدوار است بيشتر کاربران از نسخه Premium ويستا استفاده کنند که داراي امکانات مولتيمديا و ضبط آنلاين برنامههاي تلويزيونياست (تقريباً معادل ويندوز XP مدل MediaCenter) که قيمت آن 239 دلار اعلام شدهاست.

نسخه ديگري از ويندوز ويستا بنام Ultimate نيز معرفي شده که علاوه بر کارهاي خانگي، در کارهاي حرفهاي نيز مورد استفاده قرار ميگيرد. قيمت اين نسخه نيز 399 دلار اعلام شده است.
البته کساني که از نسخههاي ويندوز XP استفاده ميکنند، ميتوانند با مبلغ بسيار کمتري(معادل 99 دلار) ويندوز خود را به ويستا ارتقا دهند.
¤ نويسنده: عليرضا فدايي
متن زير در تاريخ1/11/1385، ساعت: 9:16 عصر نوشته شده است.
¤ + ويستا کپي نميشودطبق خبر اعلام شده در سايت اين شرکت و خبرگزاريها، مايکروسافت هرگونه کپي برداري غيرمجاز از اين نسخه از ويندوز را ممنوع اعلام کرده است.
بر اساس اين خبر، کپي هاي غير مجاز از ويندوز ويستا در مرحله اول، تعدادي از قابليتهاي خاص ويندوز ويستا نظير تکنولوژي گرافيکي جديد آن را نخواهند داشت.
چنانچه پس از سي روز کاربر اقدام به خريد ويندوز نکند، کليه امکانات ويندوز غيرفعال شده و فقط ميتواند با اينترنت اکسپلورر به اينترنت وصل شده و صفحات وب را مشاهده کند و ايميل هاي تحت وب را استفاده کند و برنامه Outlook نيزغير فعال خواهد شد.
در اين حالت کاربر حتي امکان استفاده از My Document خود را نخواهد داشت و عملا دسترسي به ديسکهاي مختلف را از دست مي دهد.
البته مايکروسافت ويندوز را کاملا غيرفعال نخواهد کرد و پس از اين مرحله کاربر مرتبا پيامهايي مبني بر خطاهاي بحراني ( Critical Errors) دريافت خواهد کرد.
ضمنا ويستا داراي سيستم تست کپي رايت بصورت اتوماتيک بوده که ويندوز را از لحاظ رعايت حقوق کپي رايت شرکت مايکروسافت تست کرده و در صورت وجود مشکل آنرا به کاربر گوشزد ميکند. البته مايکروسافت تاکيد کرده که اين سيستم تست اتوماتيک ارتباطي با سايت و سرورهاي شرکت مايکروسافت ندارد.
پيش از اين نيز مايکروسافت در نسخههاي قبلي سيستم عاملهاي خود بارها تصميم گرفته بود که اين سيستم را برقرار کند ولي به دلايل مختلف با شکست مواجه شده بود. اما ظاهرا اين بار قصد دارد با قدرت هرچه تمامتر در مقابل کپي برداري غير مجاز از برنامههايش جلوگيري کند.
طبق تحقيقاتي که چندي پيش توسط مايکروسافت صورت گرفته، 35 از مصرف کنندگان محصولات اين شرکت به صورت غير مجاز و از نسخههاي کپي استفاده ميکنند که عمده آنها در آسيا و آفريقا هستند. مايکروسافت پس از مشاهده اين آمار تصميم گرفت با نصب نرم افزار ضد دزدي اتوماتيک بر روي نرمافزارهاي خود ، تمام نسخههاي کپي را شناسايي و آنها را از رده خارج کند. سيستم ضد دزدي مايکروسافت به صورت اتوماتيک به سايت مايکروسافت وصل شده و اطلاعات مربوط به سيستم را در اختيار کارشناسان قرار ميداد و در صورت غير مجاز بودن نرمافزار ابتدا پيام اخطار براي کاربر فرستاده ميشد و در نهايت نرمافزار غير فعال ميشد.
با معرفي اين نرمافزار، مايکروسافت بلافاصله با واکنش بسياري از کاربران و شرکتها مواجه گرديد مبني بر اين که دسترسي مايکروسافت از طريق اينترنت به اطلاعات کاربران نوعي دزدي اطلاعات محسوب شده و غير قانوني است. اين موضوع حتي با شکايت چند شرکت نيز مواجه گرديد که دادگاه ايالتي آمريکا مايکروسافت را از اينکار بر حذر داشت و اعلام کرد در صورتيکه مايکروسافت از اين نرمافزار استفاده کند به عنوان يک شرکت پخش کننده Spam شناخته خواهد شد و با جرايم زيادي مواجه خواهد شد.
به همين دليل مايکروسافت در خبر جديد خود تاکيد کرده است که نرم افزار ضد دزدي آن به صورت مستقل کار کرده و هيچ ارتباطي با سرورهاي اين شرکت ندارد.
با تمام تدابير وضع شده از سوي مايکروسافت ، مشخص نيست که ويندوز ويستا بتواند در مقابل نرمافزارهاي کپي برداري غير مجاز و شرکتهاي فعال در اين زمينه مقاومت کند ولي مايکروسافت اميدوار است با کاهش آمار از 35 درصد ، بر درآمدهاي خود بيافزايد.
¤ نويسنده: عليرضا فدايي
متن زير در تاريخ1/11/1385، ساعت: 9:13 عصر نوشته شده است.
¤ + کوتاه از مايکروسافت و ويندوز ويستااگر چه درباره کارائي اصلي ويندوز ويستا،که همان اتکا به kernel است (يا همانPatchGuard) حرفهاي بسياري زده ميشود، اما کارشناسان ميگويند اين kernel ها بيش از آنکه به امنيت کاربران ويندوز ويستا کمک کند به درد خود مايکروسافت ميخورد تا از طريق آنها به کنترل کاربريهاي غير مجاز کاربران ويستا بپردازد و به عبارت بهتر مديريت حقوق ديجيتال (DRM) خود را تضمين کند

باور بر اين است که استراتژي مايکروسافت ديگر حرکت صرف در زمينه نرم افزار نيست و تبديل شدن به يک بازيگر بزرگ در زمينه صنايع رسانه اي را هدف قرار داده است
¤ نويسنده: عليرضا فدايي
خانه
شناسنامه
پارسي بلاگ
پست الکترونيک
RSS
کل بازديدها: 8711
بازديد امروز : 9
بازديد ديروز : 22
درباره خودم
| |
لينک به وبلاگ
|
ْآرشيو